کاپشن نو
دیشب با بابایی رفتیم بیرون تا برات کتاب بخریم شما رو هم گذاشتیم خونه مامانی
کتاب فروشی بسته بود ماهم گفتیم یه دور بزنیم و برگردیم خونه مامانی که یه هو یه کاپشن خوشگله صورتی دیدیم و تصمیم گرفتیم براتون بخریم
وقتی کاپشن و نشونت دادیم به خاطر خز روی کلاهش اینقدر ذوق کردی و جیغ کشیدی که سر درد گرفتیم
ولی تو همچنان با کاپشنت بازی می کردی و خوشحال بودی
عکس: ادامه مطلب

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کاپشن نو
